بسم الله الرّحمن الرّحیم
قدم...قدم....قدم...
وقتی خانه را با قدم های کوچکت دور میزنی به قدم های بزرگی فکر میکنم که در پیش داری...
به قدم ها و مسیر عظیمی که برای من مسئولیت بزرگی رقم زده
مدتیست که از رسالت عظیمم غافلم و فقط به خودم,به مسیری که تاکنون در زندگیم پیموده ام,به اتلاف عمرم و به نظرات روشن فکرانه ی دوستان دبیرستانم در مورد تحصیل و استقلال و ازدواج و بچه فکر میکنم!
گاهی تصمیم میگیرم هر دو مسیر یعنی تکامل خودم و تو را با هم بپیمایم و همزمان برای کارشناسی ارشد درس بخوانم و گاهی از هجمه ی مشکلات درمانده شده و قید هر دو را میزنم!
عزیزکم!مدتیست که فلسفه ی وجودی همه چیز ذهنم را درگیر کرده و شور و شوق گشت و گذارهای تربیتیم برای تو را گرفته
مرا ببخش ولی فعلا خود نیز در خویشتن خویش وا مانده ام!
نقشه های زیادی برای تربیت نمونه ات داشتم اما اکنون تنها به ضروریات بسنده میکنم
اگر مولایمان امام رضا(ع) دعوتمان کنند و به پابوسشان رویم,ان شاالله همه چیز دوباره آنی خواهد شد که میخواهیم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

.

عکس ها با شرح!:

علی:خدای مهربونم!بخاطر همه ی نعمت هات ازت ممنونم!

ی

بفرمایید نون و پنیر و هندوونه!

بازم که پیدام کردی!

چرا این میز باید انقدر کوچیک باشه که من زیرش گیر کنم؟!!!

تا حالا با بیسکوییت ساز زدی؟

همیشه راهی برای رسیدن به هدف هست!مثل از تخت بالا رفتن!

همیشه طعم همه چیزو امتحان کن!حتی چیزهایی که نمیدونی چین!

وسایل میتونن کاربردهای مختلفی داشته باشند،مثل این توالت فرنگی که الان ماشین منه!

خونه ی مامان جونم،همه چی آزاده!حتی با لباس پریدن تو تشت آب!